دكتر عقيقى بخشايشي

1563

چهارده نور پاك ( فارسي )

خراب كردن قبر امام حسين ( عليه السلام ) مسلمانان را به شدت خشمگين ساخت ، به طورى كه مردم " بغداد " شعارهايى بر ضد متوكل بر در و ديوارها و مساجد مىنوشتند و شعراى مبارز و متعهد ، با سرودن اشعارى ، او را " هجو " مىكردند . از جملهء آن سروده‌ها ، شعرى است كه ترجمهء آن به قرار زير است : " به خدا قسم اگر بنى اميه ، فرزند ، دختر پيامبرشان را به ستم كشتند ، اينك كسانى كه از دودمان پدر او هستند ( بنى عباس ) جنايتى مانند جنايت بنى اميه مرتكب شده اند . اين قبر حسين ( عليه السلام ) است كه به جان خودم سوگند ( توسط عباسيان ) ويران شده است . بنى عباس متأسفند كه در قتل حسين ( عليه السلام ) شركت نداشته اند ! و اينك با تجاوز به تربت حسين و ويران كردن قبر او ، به جان استخوانهاى او افتاده اند ! " . ( 1 ) 3 . او در زمان خلافت خود بزرگانى از مردم مسلمان و معتقد به اهل بيت ( عليه السلام ) را به شهادت رسانيد كه از جملهء آنان " ابن سكيت " ، يار باوفاى امام جواد و امام هادى و شاعر و اديب نام آور شيعى ، بود كه متوكل به جرم دوستى على ( عليه السلام ) او را به قتل رسانيد ( آن چنان كه گذشت ) . ( 2 ) ( 3 ) 4 . " خطيب بغدادى " دربارهء شكنجه و آزار طرفداران خاندان رسالت از سوى متوكل مىنويسد : متوكل عباسى ، " نصر بن على جهضمى " را به علت حديثى كه در بارهء منقبت و

--> 1 . بالله ان كانت امية قد أتت * قتل ابن بنت نبيها مظلوما فلقد اتاه بنو ابيه بمثله * هذا لعمرى قبره مهدوما أسفوا على ان لايكونوا شاركوا * في قتله ، فتبعوه رميما ( سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، الطبعة الثالثة ، بغداد ، مكتبة المثنى ، ص 347 ) . 2 . روزى متوكل با اشاره به دو فرزند خود ، از وى پرسيد : اين دو فرزند من نزد تو محبوبترند " حسن " و " حسين " ؟ ابن سكيت از اين سخن و مقايسهء بىمورد ، سخت برآشفت و خونش به جوش آمد و بى درنگ گفت : " به خدا سوگند " قنبر " غلام على ( ع ) در نظر من از تو و دو فرزندت بهتر است ! " متوكل كه مست قدرت و هوا و هوس بود ، فرمان داد زبان او را از پشت سر بيرون كشيدند ! 3 . سيوطى ، همان كتاب ، ص 348 ، مامقانى ، تنقيح المقال ، تهران ، انتشارات جهان ، ج 3 ، ص 570 .